محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
110
آيين شهردارى ( فارسى )
و محتسب بايد دستور پزشكى را به آنان مقرر بدارد و آن براى هر ده رطل شكر 3 / 1 3 رطل آب ميوه است ، و نبايد در شربت سيب و شربت انگبار « 1 » و بنفشه و مانند آن ليمو بيشتر به كار برند ، زيرا رودهها را تجريد مىكند « 2 » و به بيمار زيان مىآورد . شربتها گونههاى بسيار دارد و از هفتاد گونه مىگذرد . اينك مشهورترين آنها را نام مىبريم . از جملهء آنها شربت گلاب ، شربت نيلوفر ، شربت گل سرخ تازه ، شربت گل سرخ ازرار ( ؟ ) ، شربت گل سرخ مكرر ، شربت سيب ساده ، شربت سيب رنگين ( مخضب ) ، شربت سيب فتحى ، شربت ليموى سايل ( جريانكننده ) ، شربت ليموى مستوى ، شربت ليموى مرمل « 3 » ، شربت سكنگبين ساده ، شربت سكنگبين بزورى « 4 » ، شربت سكنگبين انارى ، شربت آلو ، شربت آلبالو ، شربت ميبهء « 5 » ساده ، شربت ميبهء معطر ، شربت بِهِ مشكآميز ، شربت ليموى بهى ( الليمون السفرجلى ) ، شربت دينارى ، شربت اصول ( ريشهها ، بيخها ) ، شربت پوست ريشهء كاسنى ، شربت انار شيرين ، شربت انارى ، شربت شاهتره ، شربت صندل سفيد ، شربت صندلين ( صندل سفيد و سرخ ) ، شربت
--> ( 1 ) - در متن « انجبار » و آن معرب انگبار به فتح اول است ، گياهى است از تيرهء ترشكها كه ريشهاش دور خودش مىپيچد و در تداوى به عنوان قابض به كار رود ، انارف ، برسيان دارو . ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 2 ) - تجريد به معنى برهنه كردن و پوست كندن و پيراستن موى پوست است آيا در اينجا مراد لينت مزاج است ؟ ( 3 ) - مرمل به معانى رقيق شده ، آراسته ، آلوده ، اندوده و جز آن آمده است . ر ك : اقرب الموارد . ( 4 ) - به زور جمع بزر به معنى بذر در استعمال فارسى زبانان است ، و در اينجا چگونگى معلوم نشد . ( 5 ) - ميبه به گفتهء صاحب اقرب الموارد كلمهء فارسى است مركب از مى ( شراب ) و به ( ميوه ) و آن نوعى از ادويه است .